بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی

خرید بک لینک
بنام خدایی که همه جا هست...... دلم برایت تنگ است پدربزگ همیشه ،پدرم..... بی پشت شده ام...این روزها سخت میگذرد....... وقتی در آزمایشگاه و سونو گرافی آز اسپرم ،همسرم را میگیرم و باز هم مورفولوژی نرمال نیست،کمرم خم میشود خسته و درمانده میشوم، نمیدانم چطور به خانه میرسم.... ازته دلم زار میزنم که چرا آقاجانم دیگر نیست،دلم از بس برایش تنگ میشود انگار جسمم در خود جمع میشود،ازته دلم برای نبود آقاجان ناله میکنم،عکسش را در دستانم میگیریم،آنقد روی صورت نورانی اش دست میکشم،که دستانم سِر میشود،آنقدر میگویم :فاطمه فدای قد وبالای رعنایت بشود بابا بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی...

ما را در سایت بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی دنبال می‌کنید

برچسب: دلتنگی, رانقاشی,دلتنگی های من,دلتنگی یعنی,دلتنگی های عاشقانه,دلتنگی های آدمی را,دلتنگی ها,دلتنگی بابک جهانبخش,دلتنگی سامی بیگی,دلتنگی عاشقانه,دلتنگی شعر, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 20:32

بِسم اللّه الرحمن الرحیم *- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَسلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء *- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْ بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی...

ما را در سایت بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی دنبال می‌کنید

برچسب: زیارت عاشورا pdf,زیارت عاشورا,زیارت عاشورا سماواتی,زیارت عاشورا کریمی,زیارت عاشورا صوتی,زیارت عاشورا apk,زیارت عاشورا آپارات,زیارت عاشورا فرهمند,زیارت عاشورا با صدای فرهمند,زیارت عاشورا برای اندروید, نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 8:58

چه پاییـــز باشــد ، چه بــاران ،

ایــنجــا، همیــــشه، جـــای تـــو ،

خــالیســت . . . . . .

بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی...

ما را در سایت بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی دنبال می‌کنید

برچسب: پاییز آمد,پاییز طلایی,پاییز شعر,پاییز صحرا,پاییز چت,پاییز تنهایی خواجه امیری,پاییز پادشاه فصل ها,پاییز علی عبدالمالکی,پاییز عکس,پاییز متن, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 11:44

به نام وَ،به یادش..... روزهایمان شیرین شده بود...هرلحظه از زندگی غرق میشدم در رویاها..رویای،خرید سیسمونی...رویا بافتنی های رنگارنگ برای او....رویا کاغذ دیواری های رنگ شاد برای اتاقش....رویای مدرسه رفتنش...رویا در آغوش کشیدنش....رویای.... به نازنینم هنوز نگفته بودم،هرلحظه، جلویه دهانم را داشتم تا نگویم ..میخواستم امسال کادویه سالگرد ازدواجمام آمدن فرزندمان باشد...وَ،چقد شیرین بود آن انتظار برای فرا سیدن آن روز..... بالاخره رسیــــد...... مانتویی که نازنینم به سلیقه خودش برایم از مشهد ُرضا به سوغات آورده بود را پوشیدم،عطر زدم و آرایش کردم.... دور بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی...

ما را در سایت بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:10

بـنــام خدایی که همه جه هســت... روزگارم خاکستری شده بود......نمیخواهم دوباره بنویسم از آن روزها...انگار دوباره دلم پر میشوَد،هنوز هم با یاد آن روزها دوباره چشمانم پُر میشود... شـــرمنده ام... چشمانــــم را میگویم،بیشترین درد را در اصل او بدوش کشیــده است... ۲مــاه گـذشـــت... حالم بازهم خوب نبود،امّا یاد گرفته بودم،در جمع خون به دل همه با اشکهایم نکنم،یاد گرفته بودم ،به استقبال نازنینم که از سرکار می آید بروم،وَ بازهم عطر بزنم،وَ پراهن های رنگارنگ بپوشم...یاد گرفته بودم وقتی خانه ی ما پر از بچه های اقوام میشود بغضم را با یک ل بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی...

ما را در سایت بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی دنبال می‌کنید

برچسب: شروعی دوباره به انگلیسی,شروعی دوباره,شروعی دوباره برای زندگی,شروعي دوباره,شروعی دوباره شعر,شروعی دوباره برای کنکور,شروعی دوباره با نگرشی جدید,شروعی دوباره با نگرش جدید,شروعی دوباره رهرو,شروعی دوباره در زندگی, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:10

بنام خـداونــد یگانـه،کــه همــه جا هســـت...یک سال گذشت...... درمان های زیادی انجام دادیم،از هرمدل قرصی که بگویین هم من خوردم هم ``نازنینم``دکترها میگویند اسپرم خیلی ضعیف و تحرکشان خیلی کم....... میگویند همان تعداد چند بار بارداریت معجــزه بود هرچند ک بارداری پوج بود،هرچند که از نطفه به جنین نمیرسیدن،هرچند که ماه اول باردار میشدی..... خُب آن روزها خیلی سخت گذشت،گویی جام مرگ را مینوشیدیم،وقتی دکتراهایه متعدد در چشمان ما مینگریستند و میگفتند،امیدی نیس،اما امیدتان به خدا باشد.... خدایا شکـــر......من زودتر میرفتم آزمایشگاه و نوبت مبگرفتم و در بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی...

ما را در سایت بچه،جان مادر،من منتظرم،نازایی دنبال می‌کنید

برچسب: گذر زمان,گذر زمان شعر,گذر زمان به انگلیسی,گذر زمان در فضا,گذر زمان عشق,گذر زمانه,گذر زمان در عشق,گذر زمان متن,گذر زمان عکس,گذر زمان در معماری, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 22:10

صفحه بندی